یادداشت روز؛

از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب/ شجاعت و شکیبایی زینب کبری (س)‌ رسالت برادر را کامل کرد

علی اکبری لیاولی
تاریخ انتشار: دوشنبه 31 آگوست 2020 | 10:32 ق.ظ
از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب/ شجاعت و شکیبایی زینب کبری (س)‌ رسالت برادر را کامل کرد درفک خبر/ شهادت سید وسالار شهیدان امام حسین (ع) بر تمامی مردم مومن وعزاداران شهرستان رودبار بویژه اهالی عزادار روستا چهارمحل خورگام تسلیت وتعزیت عرض می کنیم… شجاعت و شکیبایی زینب کبری (س)‌ رسالت برادر را کامل کرد. از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب یکی از اهل بیت بزرگوارامام حسین ـ علیه‌السلام ـ […]

درفک خبر/

شهادت سید وسالار شهیدان امام حسین (ع) بر تمامی مردم مومن وعزاداران شهرستان رودبار بویژه اهالی عزادار روستا چهارمحل خورگام تسلیت وتعزیت عرض می کنیم…
شجاعت و شکیبایی زینب کبری (س)‌ رسالت برادر را کامل کرد.

از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب
یکی از اهل بیت بزرگوارامام حسین ـ علیه‌السلام ـ که بیشترین مصائب کربلا را متحمل شد، بانوی مجلله و مکرمه، حضرت زینب کبری ـ سلام‌الله علیها ـ بود. شیرزنی که زبان علی(ع)‌ در نیام کام داشت.

او از همان لحظه آغاز رسالت حسین(ع)‌، همراه و همنوا با برادر، منزل به منزل، طی طریق کرد تا ظهر عاشورا که پرپر شدن ۷۲ لاله از گلستان حسینی و در خون تپیدن برادر را به چشم خویش دید و پس از آن نیز لوای رسالت سرخ نهضت عاشورا را بر دوش گرفت و منزل به منزل، همراه و همدل اسیران و بازماندگان واقعه نینوا شد.

هرچند با تنی خسته و جسم و جانی آزرده و دلی پردرد و داغ که گاه با رسول خدایش درد دل می‌کرد و گاه با مادرش فاطمه زهرا (س)‌ ….»

پس روی در بقیع و به زهرا خطاب کرد

مرغ هوا و ماهی دریا کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ما ببین

ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین
امسال محرم الحرام ۱۴۴۲هجری قمری

روحانی شیخ ناصر جمالی
خیلی با عزت و عظمت از حضرت زینب (س)‌ نام می‌برد. می‌گفت که اگر زینب نبود، نهضت عاشورا ناتمام بود. پیام جهانی‌اش به دیگران و به آیندگان به روشنی و آشکاری منتقل نمی‌شد.

همراهی ایشان با امام سجاد (ع)‌ و دیگر بازماندگان کربلا بود که نهضت حسینی را کامل کرد و به بار نشانید.

شیخ جمالی ، با صدای رسایش از صحنه وداع حضرت زینب (س)‌ با زمین کربلا و شهدای به خون خفته آن دیار در عصر عاشورا می‌خواند. گاه نیز بغض گره خورده در گلو و گریه‌اش مجال خواندن نمی‌داد:

اى رفته سرت بر نى، وى مانده تنت تنها

ماندى تو و بنهادیم ما سر به بیابان‌ها

اى کرده به کوى دوست، هفتاد و دو قربانى

قربان شومت این رسم، ماند از تو به دوران‌ها

جمالی می‌گفت که شجاعت و شکیبایی زینب کبری (س)‌ بود که رسالت برادر را کامل کرد. چه آن هنگام که در گودی قتلگاه، با پیکر خونین برادر مواجه شد و رو به آسمان کرد و گفت: «الهی تقبل منا هذا القربان»؛ خدایا این قربانی را از ما بپذیر.

و چه آن زمان که همراه با کاروان اسرا وارد کاخ ابن مرجانه شد. عبیدالله‌زیاد که خود را پیروز این نبرد می‌دید، برای آن‌که زخم زبانی به اهل بیت امام حسین (ع)‌ بزند، رو به حضرت زینب کرد و گفت: خدا را شکر می‌کنیم که شما را رسوا کرد و تکذیب نمود!

حضرت هم در پاسخ، این جمله معروف خود را به زبان آوردند که: «والله ما رأیت الا جمیلاً»؛ به خدا سوگند، به جز زیبایی در کربلا ندیدم. آنچه برای ما اتفاق افتاد رسوایی نبود بلکه همه زیبا بود. و در ادامه هم فرمودند: شهدای کربلا کسانی بودند که خداوند، شهادت را برای آنها انتخاب کرده بود، و در روز قیامت، تو را به همراه آنها در یک جا جمع کند تا هر کدام دلیل خود را بیاورید، و آن وقت خواهی دید که چه کسی پیروز است

شیخ ناصر می‌گفت که وقتی قافله اسرا وارد شهر شام و کاخ یزید نیز شد، حضرت زینب با همین شهامت و شجاعت از حادثه کربلا سخن گفت.

زبان علی (ع)‌ را در کام خویش چرخاند و خطاب به خلیفه ظلم و جور فریاد برآورد که: «یَابنَ الطُّلَقاء آمِنَ العَدلِ یَابنَ الطُّلَقاء تَخدیرُک حَرائِرَک وَ اِمائَک وَ سَوقُک بَناتِ رَسُولِ اللهِ (صلی‌الله علیه و آله) سَبایا؟…. ای پسر آزادشدگان! آیا عدالت است که تو زنان و کنیزان خود را در پشت پرده بنشانی و دختران(پرده‎نشین) رسول خدا (ص)‌ را اسیر کنی (و شهر به شهر بگردانی)؟ ….».

جمالی توضیح می‌داد که این «یابن الطلقاء» گفتن حضرت زینب (س)‌، اشاره دارد به روز فتح مکه که چون بزرگان قریش نزد رسول خدا (ص)‌ آمدند، ایشان از آنها پرسید: گمان می‏کنید با شما چگونه رفتار می‏کنم؟ گفتند: آنچه در اندازه برادری و بزرگواری برادرزاده‏ای بزرگ است. پیامبرخدا فرمود: «اذهبوا انتم الطّلقاء؛ بروید که شما آزاد هستید.» و از همان تاریخ بود که بزرگان قریش به طلقاء، یعنی آزادشدگان معروف شدند.

و این گونه بود که کاخ یزید با این سخنان دلیرانه حضرت زینب بر سرش خراب شد و جام مستی‌اش از صهبای غرور پوشالی این پیروزی ظاهری، شکست خورد. او این گونه حقارت یزید و یزیدیان را یادآور شد. هنوز صدای محزون آقاجان در گوش من طنین‌انداز است:

زینب آمد شام را یکباره ویران کرد و رفت

اهل عالم را ز کار خویش حیران کرد و رفت

از زمین کربلا تا کوفه و شام خراب

هرکجا بنهاد پا، فتحی نمایان کرد و رفت

با لسان مرتضی از ماجرای نینوا

خطبه‌ای جان سوز اندر کوفه عنوان کرد و رفت

خطبه غرّا بیان فرمود در کاخ یزید

کاخ استبداد را از پایه ویران کرد و رفت

شامْ غرق عیش و عشرت بود در وقت ورود

وقت رفتن شام را شام غریبان کرد و رفت
دوستان گرامی عزاداریتان در درگاه حق تعالی قبول .التماس دعا

آخرين اخبار
پر بحث ترين
ویروهاستینگ
فروشگاه استوک ایران
لاستیک فروشی حبیبی
زیتون حاج صفری و پسران
کانال تلگرام درفک خبر
دکتر لیلا پور نظری
محل كد آمار