یادداشت روز؛

سی و یکم خردادماه سال شصت و نه، بارش آوار بر شهر زیتون بود.

مریم خروجی
تاریخ انتشار: پنج‌شنبه 20 ژوئن 2019 | 15:22 ب.ظ
سی و یکم خردادماه سال شصت و نه، بارش آوار بر شهر زیتون بود. درفک خبر؛ سی و یکم خردادماه؛ برای بعضی ها یادآور خاطرات تلخ و ناگوار آوار شدن خانه هایشان است. اما برای من هرشب قبل از خواب یادآور آن شب لعنتی.. و ترسی که بعد از سال ها هنوز گریبانم را میگیرد و می فشارد. ترس آوار شدن سقف روی سرت، ترس از دست دادن خانواده […]

درفک خبر؛

سی و یکم خردادماه؛
برای بعضی ها یادآور خاطرات تلخ و ناگوار آوار شدن خانه هایشان است.
اما برای من هرشب قبل از خواب یادآور آن شب لعنتی.. و ترسی که بعد از سال ها هنوز گریبانم را میگیرد و می فشارد.
ترس آوار شدن سقف روی سرت، ترس از دست دادن خانواده ات و ترس خوابیدن و بیدار نشدنت.

آری سی و یکم خردادماه سال شصت و نه، بارش آوار بر شهر زیتون بود.
سرزمین پر جنب و جوشی که آن روز ها به یکباره سکوتی مطلق فرا گرفتش.
چه ساز و کوک ها ، عروس و داماد ها ، خنده و شادی هایی که یک ثانیه بعد به ویرانگی و آوارگی ، مجروح و جنازه ها ، یتیم و بیوه ها، گریه و غم ها تبدیل نشد…
با یک چشم برهم زدن رویاهایشان زیر آوار دفن شد..
هرشب در گوش هایم صداهای عجیبی پرسه میزند.
صدای مادری که فرزندش را با دستان خود به خاک سپرد، فریاد پدری که رفتن فرزندش کمرش را شکست، جیغ تازه عروسی که حجله اش به گورستان تاریکی تبدیل شد….
و افسوس و کاش های بسیاری که تا ابد به دلمان ماند.
که ای کاش خواهرم در اتاق نمی خوابید، کاش همه باهم در حیاط زیر پشه بند میخوابیدیم… کاش پدرم اهل فوتبال بود و ای کاش بجای وصل کردن آنتن برای فوتبال آن را به خدا وصل میکردیم…..

بیست و نه سال است شهر من در خون خشک شده آن ها بال و پر می کشد..
اما اگر به آمدن بود در این بیست و نه سال می آمدند
پدر دوباره دستان بی جان و ضعیفش را بر صورت فرزندش میکشید
بچه ها دوباره مهر و آغوش مادرشان را میچشیدن
در این مدت غم ها آمدندو ماندند چیزی که نماند عزیزانمان بودند
۳۱خرداد سالگرد زلزله رودبار و منجیل

 

آخرين اخبار
پر بحث ترين
ویروهاستینگ
فروشگاه استوک ایران
لاستیک فروشی حبیبی
زیتون حاج صفری و پسران
کانال تلگرام درفک خبر
دکتر لیلا پور نظری
محل كد آمار