نهضتیها؛ قربانی وعدههایی که هر پاییز به «سال بعد» میرسند
آموزش دهندگان نهضت سواد آموزی پس از ۱۵ سال خدمت همچنان منتظر حمایت نمایندگان مجلس و وزارت آموزش و پرورش، بلاتکلیف اند

درفک خبر/سالهاست گروهی از آموزشدهندگان نهضت سوادآموزی، با سابقه ۱۴ و حتی ۱۵ سال خدمت، در انتظار تعیین تکلیف وضعیت شغلی خود هستند؛ نیروهایی که سالهای جوانی و بهترین روزهای کاری خود را در سختترین شرایط، در روستاها و مناطق محروم، صرف آموزش و باسواد کردن افراد جامعه کردهاند، اما امروز سهمشان از این همه سال خدمت، همچنان «انتظار» است.
مسئله آموزشدهندگان نهضت دیگر یک مطالبه تازه و مقطعی نیست. این افراد یکشبه وارد آموزشوپرورش نشدهاند که امروز بتوان گفت باید از نقطه صفر آغاز کنند. بسیاری از آنان سالها در کلاسهای سوادآموزی فعالیت کرده، دورههای توانمندسازی را گذرانده و سابقه فعالیتشان در سیستم آموزشوپرورش ثبت شده است. آنان در میدان عمل تجربه کسب کردهاند و سالها با کمترین امکانات، مسئولیت آموزش افرادی را بر عهده داشتهاند که دسترسی آسانی به آموزش نداشتهاند.
اما امروز شرایط به جایی رسیده که حتی امکان ادامه همان فعالیت گذشته نیز برای بسیاری از آنان وجود ندارد.
وقتی دیگر سوادآموزی وجود ندارد، آموزشدهنده چه کند؟
در شهرستان رودبار، مسئله شکل جدیتری به خود گرفته است. تعداد سوادآموزان بهشدت کاهش یافته و عملاً امکان تشکیل کلاسهای سوادآموزی برای بسیاری از آموزشدهندگان وجود ندارد. سال گذشته نیز تنها چند نفر از آموزشدهندگان توانستند کلاس دریافت کنند و امسال ادامه این وضعیت، عملاً به معنای بیکار شدن نیروهایی است که سالها برای نهضت سوادآموزی خدمت کردهاند.
اینجا یک سؤال ساده اما اساسی مطرح است:
آیا میتوان به آموزشدهندهای که ۱۴ یا ۱۵ سال سابقه فعالیت دارد گفت چون امروز سوادآموز کافی وجود ندارد، پس تمام این سالهای خدمت دیگر ارزشی ندارد؟
اگر سیاست کشور به سمتی رفته که مأموریت نهضت سوادآموزی نسبت به گذشته محدودتر شده و تعداد سوادآموزان کاهش یافته است، آیا منطقی است هزینه این تغییر سیاست را فقط نیروهایی پرداخت کنند که سالها در خدمت همین نظام آموزشی بودهاند؟
این افراد خودشان تصمیم نگرفتهاند که سوادآموز کم شود. آنها همزمان با تغییر شرایط، بلاتکلیف ماندهاند.
تناقضی که ذهن آموزشدهندگان را درگیر کرده است
در همین شرایط، شاهد ورود نیروهایی به آموزشوپرورش از مسیرهای دیگر هستیم؛ برای نمونه نیروهای خرید خدماتی که از سال۱۴۰۲ وارد این مجموعه شدهاند و امروز صحبت از تعیین تکلیف و تبدیل وضعیت آنها به شکل پیمانی مطرح است.
طبیعی است که این موضوع برای آموزشدهندگان نهضت پرسش ایجاد کند.
سؤال این نیست که چرا باید وضعیت نیروهای خرید خدمات تعیین تکلیف شود. اتفاقاً همه نیروهای زحمتکش آموزشوپرورش شایسته تعیین تکلیف هستند.
سؤال این است که چرا نیرویی که در سال۱۴۰۲ وارد شده، میتواند در مسیر تعیین تکلیف استخدامی قرار بگیرد، اما نیرویی که ۱۴ یا ۱۵ سال سابقه خدمت در نهضت دارد، همچنان باید منتظر بماند؟
چگونه میتوان این فاصله زمانی را برای نیرویی که سالها سابقه دارد توضیح داد؟
آیا سابقه خدمت فقط زمانی ارزش دارد که در یک قالب قراردادی خاص ثبت شده باشد؟
آیا تجربه آموزش در دورترین روستاها، تشکیل کلاس، جذب سوادآموز، آموزش و پیگیری وضعیت آنان، صرفاً به دلیل عنوان «آموزشدهنده نهضت» باید کمارزشتر از سابقه نیروهایی تلقی شود که سالها بعد وارد مجموعه شدهاند؟
این پرسشها نیازمند پاسخ روشن مسئولان است، نه وعدهای دیگر.
آزمون؛ برای چه کسی و برای سنجش چه چیزی؟
آموزشدهندگان نهضت مخالف سنجش صلاحیت نیستند. هیچکس نمیگوید ورود به آموزشوپرورش نباید ضابطه داشته باشد. اما مسئله اینجاست که آیا باید تمام سابقه و تجربه یک نیروی ۱۴ یا ۱۵ ساله نادیده گرفته شود و او دوباره مانند فردی که هیچ سابقهای در آموزش ندارد، از نقطه صفر سنجیده شود؟
این افراد یک روز بدون هیچ شناختی وارد میدان نشدهاند. برای فعالیت در نهضت، مراحل و ضوابط مربوط به خود را طی کردهاند، آزمون جهاد دادهاند، آموزش دیدهاند و سالها در کلاس درس حضور داشتهاند.
بنابراین اگر قرار است ارزیابی یا آزمونی وجود داشته باشد، باید سابقه، تجربه، تحصیلات و عملکرد واقعی این نیروها نیز در آن دیده شود.
عدالت یعنی افراد با شرایط مشابه، معیارهای مشابه داشته باشند و برای شرایط متفاوت، تفاوتهای منطقی در نظر گرفته شود.
کارگروه و وعدههایی که نباید به «بعد از مهر» برسند
در ماههای اخیر، هر بار خبری درباره تشکیل کارگروه، بررسی وضعیت نیروهای نهضتی و تعیین تکلیف آنان منتشر میشود، امیدی دوباره در دل این افراد شکل میگیرد.
اما نگرانی اصلی اینجاست که مبادا یک بار دیگر زمان بگذرد و در پاییز، همان جمله آشنای همیشگی تکرار شود:
«زمان گذشت؛ انشاءالله سال آینده.»
اگر قرار است کارگروهی تشکیل شود، باید نتیجه آن مشخص باشد. اگر قرار است یک ماه بررسی شود، باید بعد از یک ماه پاسخ روشنی ارائه شود. اگر قرار است قانونی اجرا شود، باید زمان اجرای آن اعلام شود.
آموزشدهندگان نهضت دیگر توان تحمل یک چرخه بیپایان از «بررسی»، «پیگیری»، «کارگروه» و «سال آینده» را ندارند.
سالهاست «سال آینده» برای آنها تکرار شده است.
هر سال، امیدی شکل گرفته و هر سال بخشی از این نیروها به دلیل افزایش سن، مشکلات معیشتی و نبود کلاس، از چرخه فعالیت خارج شدهاند.
سال آینده برای کسی که ۱۵ سال منتظر مانده، دیگر پاسخ قانعکنندهای نیست.
رودبار؛ نمونهای روشن از یک مشکل بزرگتر
وضعیت رودبار میتواند نمونهای روشن برای مسئولان باشد.
در شهرستانی که تعداد سوادآموزان به حدی کاهش یافته که حتی همه آموزشدهندگان امکان تشکیل کلاس ندارند، ادامه بلاتکلیفی این نیروها عملاً به معنای بیکار شدن تدریجی آنهاست.
از طرف دیگر، آموزشوپرورش همچنان در برخی مقاطع و رشتهها به نیروی انسانی نیاز دارد.
بسیاری از آموزشدهندگان نهضت دارای تحصیلات دانشگاهی، حتی بالاتر از مقطع کارشناسی هستند و سالها تجربه آموزشی دارند. بنابراین میتوان با بررسی نیاز مناطق و رعایت ضوابط قانونی، از این ظرفیت انسانی در دوره ابتدایی و حتی متوسطه استفاده کرد.
مسئله فقط استخدام چند هزار نفر نیست؛ مسئله، حفظ و استفاده درست از سرمایه انسانیای است که سالها برای نظام آموزشی کشور هزینه شده است.
مطالبه امروز؛ وعده جدید نمیخواهیم، تصمیم روشن میخواهیم
آموزشدهندگان نهضت انتظار ندارند بدون ضابطه و بدون بررسی صلاحیت وارد آموزشوپرورش شوند. مطالبه آنها روشن است:
اجرای ظرفیتهای قانونی، تعیین تکلیف فوری، توجه واقعی به سابقه خدمت و تجربه آموزشی و جلوگیری از تبعیض میان گروههای مختلف نیروهای آموزشی.
اگر برای نیرویی که از سال ۱۴۰۳ وارد آموزشوپرورش شده، مسیر تعیین تکلیف فراهم میشود، انتظار یک نیروی ۱۴ یا ۱۵ ساله نیز این است که سابقهاش نادیده گرفته نشود.
اگر آموزشوپرورش به نیروی انسانی نیاز دارد، چرا از نیروهای باتجربهای که سالها در همین مجموعه خدمت کردهاند استفاده نشود؟
و اگر در منطقهای مانند رودبار دیگر به اندازه گذشته سوادآموز وجود ندارد، چرا باید آموزشدهندهای که خود در کاهش بیسوادی جامعه نقش داشته، امروز قربانی همین کاهش شود؟
اینها سؤالاتی است که مسئولان باید پاسخ دهند.
نه با وعده، نه با موکول کردن به سال آینده؛ بلکه با یک تصمیم روشن، قانونی و زمانبندیشده.
آموزشدهندگان نهضت سالها پای کار بودند؛ امروز نوبت مسئولان است که پای تصمیم خود بایستند.
۱۴ یا ۱۵ سال سابقه را نمیتوان با یک جمله «انشاءالله سال آینده» پاک کرد.
و شاید وقت آن رسیده باشد که این بار، پاییز برای آموزشدهندگان نهضت فصل دیگری از وعدهها نباشد و فصل تعیین تکلیف باشد.
طبق وعده های جدید ، یک کارگروه ۹نفره میبایست برای وضعیت نیروهای قراردادی تصمیم گیری نمایند امیدواریم این گروه قبل از آغاز سال جدید تحصیلی جلسات کارگروهی را برگزار نمایند و قبل از پایان سال تصمیم مناسبی برای تعیین تکلیف نیروهای قراردادی نهضت سواد آموزی لحاظ کنند هر چند ۱۵سال انتظار ما برای تصمیم گیری به طول انجامیده است و نتیجه مطلوبی دریافت نکردیم انشالله این بار تصمیمات برای قشرمظلوم آموزش دهنده نهضت سوادآموزی نتیجه مثمرثمری را بدنبال داشته باشد و پایان انتظار ۱۵ ساله باشد



